برچسب:
نویسنده: آرمان جعفری
باران می بارد و دلتنگی، دریای خاکستریِ ملایمی ست که پرنده های آبی بر فرازش پرواز می کنند. سلکشنِ آهنگ هات را پلی می کنم که می خواند: see the world in green and blue...
برچسب:
نویسنده: آرمان جعفری
یکی بیاد به من جواب بده :(((
برچسب:
نویسنده: آرمان جعفری
آفتاب پاییز دلتنگ است و امیدوار. این روزها انگار بخشی از من آفتاب پاییز است. دلتنگِ امیدواری که لبخند می زند و زندگی می کند و چایی می خورد و سر کلاس های دانشگاه حواسش را می دهد به حرفهای استاد ولی چشمهاش می روند پیِ برگ های زردی که بی صدا از شاخه ها جدا می شوند. اصلا همین جدا شدن های بی صدا، همین خداحافظ های خفه شده توی گلو، همین... همین دلتنگی امیدوار بخشِ بزرگی از ماست. ماهایی که صدای پرنده های آسمان در حالی که لبخند روی لبهایمان می آورد، دلتنگمان می کند...
برچسب:
نویسنده: آرمان جعفری
برچسب:
نویسنده: آرمان جعفری
جز دلتنگی...
برچسب:
نویسنده: آرمان جعفری